پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۸۶

بی خبر از خود مگذر، جانب دل هم نظری

ای چمنستان جمال‌، آینه دارد سحری

زندگی یک دو نفس‌، این همه پرواز هوس

کاغذ آتش زده‌ای سر خوش مست شرری

بر هوس نشو و نما، مفت خیالست بقا

ورنه در اقلیم فنا، یأس ندارد هنری

آه درین دشت هوس نیست به ‌کام دل‌ کس

مشت غباری که بچیند نمی از چشم تری

بی‌تو چو شمعم همه‌ تن سوختهٔ یأس وطن

داغی وآهیست ز من ‌گر طلبی پا و سری

قابل آگاهی او نیست خیال من و تو

حسن خدایی نشود آینه دارش دگری

جوش حباب انجمن شوکت دریا نشود

ما همه صیقل زده‌ایم آینهٔ بی‌جگری

نیست ز هم فرق نما انجمن و خلوت ما

آینه دارد همه جا خانهٔ بیرون دری

در بر هر زیر و بمی خفته فسون عدمی

در همه سازست رمی با همه رنگست پری

پردهٔ صد رنگ دری تا به چمن راه بری

خفته ته بال پری ‌کارگه شیشه‌گری

بیدل خونین جگرم بلبل بی‌بال و پرم

نیست درین غمکده‌ها نالهٔ من بی‌اثری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۸۸دوستان این خاکدان چون من ندارد دیگری
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۸۹عالمی بر باد رفت از سعی بی‌پا و سری
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۹۰مزد تلاشم به رهت دیده ندارد گهری
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۹۱ای سعی نگون‌، زین دشت‌، در سر چه هوا داری
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۹۲به جلوهٔ تو نگه را ز حیرت اظهاری
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۹۳به یأس هم نپسندید ننگ بیکاری
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۹۴خطاپرست مباش‌ ای ز راستی عاری
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۹۵دمی‌ که عجز شود دستگاه بیکاری
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.