پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۹۵

دمی‌ که عجز شود دستگاه بیکاری

گره گشایی ناخن کشد به سر خاری

میان آگهی و راحتست بیزاری

ز جوهر آینه‌ها راست دام بیداری

دمیده است ز زنجیر بال وحشت موج

بود رهایی ما در خور گرفتاری

کسی مباد اسیر شکنجهٔ افلاس

که آدمی به سر دار به زناداری

ز لوح سایه جز این حرف سر خطی ندمید

که پایمال جهانند اهل بیکاری

چو برگ لاله سیاهی ز داغ ما نرود

به چشم اختر ما نیست رنگ بیداری

بقدر تفرقهٔ دل شکفتن آهنگیم

جنون بهاری ما داشت رنگ دشواری

مقیم عالم تسلیم باش و راحت ‌کن

بلند و پست جهان سایه است همواری

چنان مباش‌ که در چشم مردم از حسدت

مژه به کژدمی افتد، نگه کند ماری

چو گل بهار نشاطت دلیل بیدردی‌ست

خوش آنکه خون شوی و رنگ درد برداری

چو ذره هستی من ‌کاش بی‌نشان بودی

خجل ز نیستی‌ام کرد هیچ مقداری

به گریه عرض رموز وفا مبر بیدل

برات دیده مکن فضلهٔ جگر خواری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۹۷قدح از شوق لعلت چشم بی‌خوابست پنداری
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۹۸ای گشاد و بست مژگانت معمای پری
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۹۹آسوده است شوق ز دل پیش نگذری
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۰۰دلدار قدح برکف‌، ما مرده ز مخموری
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۰۱سرشکم صد سحر خندید و پیدا نیست تاثیری
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۰۲فریبم می‌دهد آسودگی ای شوق تدبیری
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۰۳بیحاصلی‌ام بست به‌ گردن خم پیری
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۰۴مژه بهم نزنی آینه به زنگ نگیری
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.