پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰۳

بیحاصلی‌ام بست به‌ گردن خم پیری

چون بید ز سر تا قدمم عالم پیری

در عالم فرصت چقدر قافیه تنگ است

مو،‌ رست سیه‌، پیش‌تر از ماتم پیری

تا پنبه نهد کس به سر داغ جوانی

کافور ندارد اثر مرهم پیری

موقوف فراموشی ایام شبابست

خلدی اگر ایجاد کند عالم پیری

هیهات به این حلقه در دل نگشودند

رفتند جوانان همه نامحرم پیری

آزادگی آن نیست ‌که از مرگ هراسد

بر سرو نبسته‌ست خمیدن غم پیری

دل خورد فشاری‌ که ز هم ریخت نگینش

زبن بیش چه تنگی دمد از حاتم پیری

تأثیر نفس سوخت به سامان فسردن

رو آتش یاقوت فروز از دم پیری

انگشت‌نمای عدم از موی سپیدم

کردند چو صبحم علم از پرچم پیری

چون موی سپیدی زند از لاف حیا کن

هشدار که زال است همان رستم پیری

بیدل تو جوانی به تک و تاز قدم زن

من سایهٔ دیوار خودم از خم پیری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۰۵به یمن سبقت جهد از هزار قافله‌ گیری
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۰۶حریف مشرب قمری نه‌ا‌ی طاووسی نازی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۰۷غبار هوش توفان دارد ای مستی جنون تازی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۰۸نمی‌باشد دل مایوس بی‌کیفیت نازی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۰۹به گلزاری که آن شوخ پری‌پیکر کند بازی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۱۰تبسم از لبت چون موج در گوهر کند بازی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۱۱درین مکتب‌ که باز آن طفل بازیگر کند بازی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱۲گرفتم شوخیت با شورصد محشرکند بازی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.