پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰۹

به گلزاری که آن شوخ پری‌پیکر کند بازی

غبارم چون پر طاووس گل بر سر کند بازی

جهان دریای خون گردد اگر چشم سیه مستش

ز دست افشانی مژگان به ابرو سر کند بازی

گدایی کز سر کوی تو خاکی بر جبین مالد

به تاج کیقباد و افسر قیصر کند بازی

عرق بر عارضت هر جا بساط شبنم آراید

نگه در خانهٔ خورشید با اختر کند بازی

قلم هرگه به وصف نیش مژگان تو پردازد

چو خون جسته مضمون در رگ نشتر کند بازی

مخور جام فریب از نقش صورتخانهٔ گردون

به لعبت‌باز بنگر کز پس چادر کند بازی

دل از ساز طرب بالیدن ننگست ازین غافل

که از افراط شوخی طفل را لاغر کند بازی

مرا از ششجهت قید است و خوش آزاد می‌گردم

کم افتد مهره‌ای زینسان که در ششدر کند بازی

ز بس پیچیده است آفاق را بی‌مهری گردون

عجب گر طفل هم در دامن مادر کند بازی

کتاب عرض جاهت تا ورق گرداند در جایی

زهی غافل که با نقش دم اژدر کند بازی

وداع بیقراری می‌کند چون شعله پروازت

هوس بگذار تا چندی به بال و پرکند بازی

من از سر باختن بیدل چه اندیشم درین میدان

که طفل اشک هم بر نیزه و خنجر کند بازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۱۱درین مکتب‌ که باز آن طفل بازیگر کند بازی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۱۲گرفتم شوخیت با شورصد محشرکند بازی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۱۳من و دیوانه‌خو طفلی ‌که هر جا سر کند بازی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۱۴نگه از مستی چشم تو با ساغر کند بازی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۱۵الهی سخت بی‌برگم به ساز طاعت‌اندوزی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۱۶چه دولت است نشاط تجدد اندوزی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۱۷مشکل از هرزه دوی جز به تب و تاب رسی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱۸چه غافلی ‌که ز من نام دوست می‌پرسی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.