پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰۴

مژه بهم نزنی آینه به زنگ نگیری

فضای مشرب دل حیرت‌ست تنگ نگیری

خم نگین نخورد نام بی‌نیازی همت

حذر که راه سبکتازبت به‌ سنگ نگیری

قفای زانوی انجام اگر دهند نشانت

وطن به ‌سایهٔ دیوار نام و ننگ نگیری

به وحشتی ز تعلق برآ که چون پر عنقا

مصورت‌ کند ایجاد نقش و رنگ نگیری

اگر به بوی دل خسته تر کنند دماغت

گلی دگر که ندارد جهان به چنگ نگیری

زده‌ست عشق تو سنگی به ‌شیشه خانهٔ رنگم

ز خود برآمدنم را کم از ترنگ نگیری

چو دین و دل ‌که به مستی نشد مسخر چشمت

به ساغری‌ که‌ گرفتی چرا فرنگ نگیری

کسی نبرد سلامت ز آه سوخته جانان

ز خود سری سر این‌ کوچهٔ تفنگ نگیری

خطی‌ست جلوه‌گر از پردهٔ منقش دیبا

که زینهار به بازی دم پلنگ نگیری

مبند محمل امروز بر تصور فردا

طرب شتاب ندارد تو گر درنگ نگیری

به عشق اگر شوی آگه ز خواب راحت بیدل

عجب‌ که بالش ناز از پر خدنگ نگیری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۰۶حریف مشرب قمری نه‌ا‌ی طاووسی نازی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۰۷غبار هوش توفان دارد ای مستی جنون تازی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۰۸نمی‌باشد دل مایوس بی‌کیفیت نازی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۰۹به گلزاری که آن شوخ پری‌پیکر کند بازی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۱۰تبسم از لبت چون موج در گوهر کند بازی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۱۱درین مکتب‌ که باز آن طفل بازیگر کند بازی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۱۲گرفتم شوخیت با شورصد محشرکند بازی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱۳من و دیوانه‌خو طفلی ‌که هر جا سر کند بازی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.