پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷۶

اگر با پای سروی سعی آهم رهبری ‌کردی

کف خاکسترم با بال قمری همسری ‌کردی

ندادم عرض هستی ورنه با این ناتوانیها

به رنگ رشتهٔ شمعم نفس هم اژدری ‌کردی

نشد اول چراغ عافیت در دیده‌ام روشن

که پیش از دود کردن آتشم خاکستری کردی

دلی دارم که گر آیینه دیدی حیرت کارش

همان جوهر عرق از خجلت بی‌جوهری کردی

نبردم رنج تزویری ‌که زاهد از فسون او

به هر گوسالگی خود را خیال سامری‌ کردی

به بی دردی فسرد و یک نفس آدم نشد زاهد

چه بودی از هوس هم این هیولا پیکری‌ کردی

خوشا ملک فنا و دولت جاوید بیقدری

که آنجا نقش پا هم بر سر ما افسری‌کردی

اگر چون شانه حرفی از فسون زلف دانستی

دل صد چاک ما هم دست در بال پری‌ کردی

چو قمری چشم اگر می‌دوختم بر سرو آزادش

به گردن‌ گردش رنگ تحیر چنبری کردی

نگاه او گر افکندی سپند ناز در آتش

به حیرت ماندن چشم غزالان مجمری‌ کردی

زگرد جلوهٔ خود خاک بر سر ریختی بیدل

اگر نظارهٔ رفتار او کبک دری کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۷۸برخود مشکن تا همه تن رنگ نگردی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۷۹که‌ کشید دامن فطرتت ‌که به سیر ما و من آمدی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۸۰توبا این پنجهٔ نازک چه لازم رنگها بندی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۸۱درین محفل‌که پیدا نیست رنگ حسن مقصودی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸۲مکش رنج تأمل‌ گر زیان خواهی و گر سودی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۸۳نفس در طلب سوختی دل ندیدی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۸۴به مکتب هوس از کیف و کم چه فهمیدی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۸۵آفت ایجاد است طبع از دستگاه خود سری
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.