پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۶۷

کیستم من نفس سوختهٔ منجمدی

دل خون‌ گشته و گل‌ کرده غبار جسدی

نقش تصویر خیالی ز اثر نومیدم

دعوی‌ام شوخی و مستی و ندارم سندی

وصل جستم دو جهان جلوه دچارم‌ کردند

چه صنمها که ندیدم به ‌سراغ صمدی

هر چه موقوف بیان‌ست شماری دارد

از احد هم نتوان یافت بغیر از عددی

جز خموشی‌ که‌ کس انگشت به‌ حرفش ننهد

سخنی ‌کو که ندارد ز زبان دست ردی

غنچهٔ سر گره وهم تعلق تا چند

ای نسیم دم شمشیر شهادت مددی

عرض هستی‌ست‌ گزندی که علاجش عدم‌ست

نیست امروز به خود بینی ما چشم بدی

موج را عقد گهر کرد به خود پیچیدن

می‌شود ضبط نفس رشتهٔ عمر ابدی

مژدهٔ عافیتی یافتم از کلفت دهر

موی چشم آینه را گشت حضور نمدی

هر کجا بیدل از این باغ نهال‌ست بلند

در هوای قد او ناله کشیده‌ست قدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۶۹که‌ام من شخص نومیدی سرشتی‌ عبرت ایجادی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۷۰گر درین قحط سرایت نکند نان مددی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۷۱نه نفس تربیتم ‌کرد و نه دامان مددی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷۲خوش آن ساعت‌ که چون تمثال از آیینهٔ فردی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۷۳غبارم می‌کشد محمل به دوش نالهٔ دردی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۷۴نیاز جلوه دارم حیرت آیینه پروردی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۷۵عبث چون چشم قربانی وبال مرد و زن بردی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۷۶اگر با پای سروی سعی آهم رهبری ‌کردی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.