پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲۲

وهم شهرت بهانه‌ایم همه

همه ماییم و مانه‌ایم همه

من و ما راست ناید از من و ما

ساز او را ترانه‌ایم همه

عشق‌ اینجا محیط بیرنگی‌ست

ششجهت در میانه‌ایم همه

هر دو عالم غریق اوهام است

قلزم بیکرانه‌ایم همه

شیشهٔ ساعت خیال خودیم

خاک بیز زمانه‌ایم همه

جهد داریم تا به خویش رسیم

تیر خود را نشانه‌ایم همه

چون‌نفس می‌پریم و می‌نالیم

بسکه بی‌آشیانه‌ایم همه

برکسی راز ما نشد روشن

آتش بی‌زبانه‌ایم همه

قاصد لنگ نیست غیرت شمع

نامه بر سر روانه‌ایم همه

مفت‌ما هر چه بشنویم از هم

بی‌تکلف فسانه‌ایم همه

سینه‌چاکی‌ست موشکافی‌ نیست

هر چه باشیم شانه‌ایم همه

دل خود می‌خوربم تا نفس است

عالم دام و دانه‌ایم همه

بیدل از دل برون مقامی نیست

دشت و در تاز خانه‌ایم همه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۲۴پری می ‌فشان ای تعلق بهانه
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۲۵پرتوت هر جا بپردازدکنار آینه
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۲۶بوی وصلی هست در رنگ بهار آینه
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۲۷زد عرق پیمانه حسنی ساغر اندر آینه
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۲۸نیست محروم تماشا جوهر اندر آینه
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۲۹ای تماشایت چمن‌پرور به چشم آینه
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۳۰حیرت حسن‌ که زد نشتر به ‌چشم آینه
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۳۱امروزکیست مست تماشای آینه
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.