پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۳۰

حیرت حسن‌ که زد نشتر به ‌چشم آینه

خشک می‌بینم رگ جوهر به چشم آینه

چارهٔ مخموری دیدار نتوان یافتن

دیده‌ام خمیازهٔ دیگر به چشم آینه

برق حیرت دستگاه جرات نظاره سوخت

تاب روی‌کیست آتشگر به چشم آینه

عجز بینش آشیان پرداز چندین جلوه است

بشکن ای نظاره بال و پر به چشم آینه

اینقدر گستاخ رویی دور از ساز حیاست

کاش مژگان بشکند جوهر به چشم آینه

صافی دل بر نمی‌دارد تمیز نیک و بد

گرد موهومی‌ست خیروشربه چشم آینه

عرض حال خویش وقف بی‌تمیزی‌کرده‌ام

داده‌ام رنگ خیالی گر به‌ چشم آینه

نقش امکان در بهار حیرتم رنگی نبست

شسته‌ام عمری‌ست این دفتر به چشم آینه

گر همه وهم است بیداری‌، طرب مفت خیال

می‌کشد تمثال هم ساغر به چشم آینه

گرد عمر رفته هم از عالم دل جسته است

گر نفس پی‌گم‌کند بنگر به چشم آینه

رنج بینش بود بیدل هستی موهوم ما

مو شدیم از پیکر لاغر به چشم آینه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۳۲خلقی‌ست محو خود به تماشای آینه
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۳۳نه با صحرا سری دارم نه باگلزار سودایی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۳۴ای نفس مایه درین عرصه چه پرداخته‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۳۵این ‌چه طاووسی نازست که اندوخته‌ای‌؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۳۶به غبار عالم جستجو ز چه یاس خسته نشسته‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۳۷چون صبح دارم از چمنی رنگ جسته‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۳۸یک تار موگر از سر دنیا گذشته‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۳۹کیسه پرداز خیال شادی و غم رفته‌ای
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.