پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۳۱

امروزکیست مست تماشای آینه

کز ناز موج می‌زند اجزای آینه

دیوانهٔ جمال تو گر نیست از چه رو

جوهرکشیده سلسله در پای آینه

در حسرت بهار خطت ‌گرد می‌کند

جوهر به جای سبزه ز صحرای آینه

موقوف جلوهٔ ‌گل شبنم بهار توست

جوش‌ گهر ز موجهٔ دریای آینه

از شرم آنکه آب نشد از نظاره‌ات

گرداب خجلت است سراپای آینه

شد عمر صرف جلوه‌پرستی‌، ولی چه سود

نگرفت بینوا دل ما جای آینه

جز حیرت آنچه هست متاع‌ کدورت است

در عشق بعد از این من و سودای آینه

با خوی زشت صحبت روشندلان مخواه

زنگی خجل شود به تماشای آینه

حسن و هزار نسخهٔ نیرنگ در بغل

ما و دلی و یک ورق انشای آینه

روزی‌ که داد عرض نزاکت میان یار

افتاد مو به دیدهٔ بینای آینه

چندان که چشم باز کنی جلوه می‌دهد

اسمی‌ست ششجهت ز مسمای آینه

بیدل به هر دلی ندهند آرزوی داغ

اسکندر است باب تمنای آینه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۳۳نه با صحرا سری دارم نه باگلزار سودایی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۳۴ای نفس مایه درین عرصه چه پرداخته‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۳۵این ‌چه طاووسی نازست که اندوخته‌ای‌؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۳۶به غبار عالم جستجو ز چه یاس خسته نشسته‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۳۷چون صبح دارم از چمنی رنگ جسته‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۳۸یک تار موگر از سر دنیا گذشته‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۳۹کیسه پرداز خیال شادی و غم رفته‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۴۰گر به‌گردون می‌کشی‌ گردن و گر در سجده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.