پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲۴

پری می ‌فشان ای تعلق بهانه

به دل چون نفس بسته‌ای آشیانه

درین عرصه زنهار مفراز گردن

که تیر بلا را نگردی نشانه

گر از ساز بسمل اثر برده باشی

تپش نیست در نبض دل بی‌ترانه

دل ما و داغی ز سودای عشقت

سر و سجده‌واری از آن آستانه

درین‌دشت جولان بی ‌مقصد ما

بجز شوق منزل ندارد بهانه

ازین بحر وارستن امکان ندارد

مجوبید بی‌خاک گشتن کرانه

مپرسید از انجام و آغاز زلفش

درازست سر رشتهٔ این فسانه

بهارست ای میکشان نشئه تازی

جنون دارد از بوی گل تازبانه

سرشک نیازم نم عجز سازم

چه سان ‌گردم از خاک کویت روانه

دل خسته آنگاه سودای زلفت

بنالم به ناسوری زخم شانه

به نومیدی‌ام خاک شد عرض جوهر

چو شمشیر در قبضهٔ موریانه

صدایی‌ست پیچیده بر ساز هستی

چه دارد به جز ناله زنجیر خانه

فسردیم و از خویش رفتیم بیدل

چو رنگ آتش ما ندارد ترانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۲۶بوی وصلی هست در رنگ بهار آینه
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۲۷زد عرق پیمانه حسنی ساغر اندر آینه
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۲۸نیست محروم تماشا جوهر اندر آینه
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۲۹ای تماشایت چمن‌پرور به چشم آینه
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۳۰حیرت حسن‌ که زد نشتر به ‌چشم آینه
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۳۱امروزکیست مست تماشای آینه
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۳۲خلقی‌ست محو خود به تماشای آینه
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۳۳نه با صحرا سری دارم نه باگلزار سودایی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.