پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۸۱

باز چو صبح کرده‌ام تحفهٔ بارگاه تو

رنگ شکسته‌ای‌ که نیست قابل‌ گرد راه تو

ذره به بال آفتاب تا به سپهر می‌رود

کیست به خود نمی‌کند ناز ز دستگاه تو

بسکه شکوه جلوه‌ات ریخته است ز هر طرف

عکس به روی آینه‌، آینه درپناه تو

خاک شهید غمزه‌ات‌ گرد کند چه ممکنست

سرمه نمی‌شود سفید از مژهٔ سیاه تو

غیر تحیر از جمال آینه را چه می‌رسد

حیرت ما دلیل ما جلوهٔ تو گواه تو

دل به هزار جلوه‌ام چهره‌گشای حیرتست

آینهٔ شکسته‌ای یافته‌ام به راه تو

از خط ساغر وفا جز کجی نظر نخواند

هرکه محرفی نخورد از غلط نگاه تو

سادگی جهان رنگ جز تو چه آورد به عرض

هم به زبان ناز توست آینه عذر خواه تو

سعی پر شکستگی طرف عروج ناز اوست

گل به سر امید زد رنگ من از کلاه تو

بیدل از آرزوی دل درد سر نفس مده

دود چراغ‌ کشته است شامه‌ گداز آه تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۸۳به پیری هم نی‌ام غافل ز عشق آن‌کمان ابرو
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۸۴مه نو می‌نماید امشبم از آسمان ابرو
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۸۵بس رشک قامت او سوخت سر تا پای سرو
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۸۶بس که یادِ قامتت بر باد داد اجزای سرو
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۸۷ای بسمل طلب پی خون چکیده رو
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۸۸ای بیخبر به درد دل ما رسیده رو
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۸۹همچون نفس به آینهٔ دل رسیده رو
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۹۰نامنفعلی گریه کن و چون مژه تر شو
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.