پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۸۸

ای بیخبر به درد دل ما رسیده رو

شور سپند محفل حسرت شنیده رو

از پیچ و تاب دام هوس احتراز کن

زین دود همچو شعله غبار کشیده رو

زین گلستان که رنگ بهارش ندامتست

محمل به دوش آه چو صبحی دمیده رو

آخر ازین زیانکده نومید رفتنست

خواهی رفیق قافله خواهی جریده رو

در گلشنی که رنگ بهارش ندامت‌ست

ای شبنم بهار تماشا ندیده رو

چون شعله در طریق فنا اضطراب چیست

ضبط نفس‌ کن و قدمی آرمیده رو

در تنگنای خانهٔ گردون هلال وار

خواهی سرت به سقف نیاید خمیده رو

ای صبح‌ کاروان فنا سخت بیکس است

بر روی خود همان نفس خود دیده رو

کیفیت گداز دل از می رساتر است

یک جرعه از قرابهٔ ما هم چشیده رو

شاید ز ترک جهد به جایی توان رسید

گامی در این بساط به پای بریده رو

ما از در امید وصالت نمی‌رویم

گو دل به حسرت آب شو و خون ز دیده رو

پیغام حسرت من بیدل رساندنی است

ای اشک یار می‌رود اینک دویده رو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۹۰نامنفعلی گریه کن و چون مژه تر شو
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۹۱ای پرفشان‌ گرد نفس چندی شرار سنگ شو
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۹۲نمی‌گویم قیامت جوش زن یا شور توفان شو
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۹۳کجایی ای جنون، ویرانه‌ات کو
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۹۴ما غربت آشیانیم ای بلبلان وطن‌ کو
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۹۵ای فکر نازکت را شبهت ‌کمینی از مو
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۹۶این قلمرو اندوه کارگاه راحت نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۹۷از بسکه ضعف طاقت بوسید روی زانو
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.