پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۸۶

بس که یادِ قامتت بر باد داد اجزای سرو

نالهٔ قمری شد آخر قدکشیدن‌های سرو

چیدنِ دامن درین‌ گلشن‌ گلِ آزادگی است

کیست تا فهمد زبانِ عافیت ایمای سرو؟

مطلبِ آزادگی‌ها پُربلند افتاده‌است

عالمی خَم شد به فکرِ بارِ ناپیدای سرو

باغبانان قدرِ آزادی ندانستند حیف

ناله بایستی درین گلشن نشاندن جای سرو

باده را در دامنِ مینا بهاری دیگر است

آب دارد آبرو تا می‌رود در پای سرو

شعلهٔ ادراک، خاکستر‌‌‌کلاه افتاد‌ه‌است

نیست غیر از بالِ قمری پنبهٔ مینای سرو

بس که موزونان‌ز شرمِ قامتت ‌گشتند آب

صورتِ فو‌ّاره باید ریخت از اجزای سرو

اینقدر رعنا نمی‌بالد نهالِ این چمن

سایهٔ نخلِ کِه افتاده‌ست‌بر بالای سرو؟

پای‌در زنجیر، دورش، گفتگو، آزادگی

بیدل این سطرِ تکلف نیست جز انشای سرو!

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۸۸ای بیخبر به درد دل ما رسیده رو
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۸۹همچون نفس به آینهٔ دل رسیده رو
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۹۰نامنفعلی گریه کن و چون مژه تر شو
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۹۱ای پرفشان‌ گرد نفس چندی شرار سنگ شو
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۹۲نمی‌گویم قیامت جوش زن یا شور توفان شو
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۹۳کجایی ای جنون، ویرانه‌ات کو
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۹۴ما غربت آشیانیم ای بلبلان وطن‌ کو
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۹۵ای فکر نازکت را شبهت ‌کمینی از مو
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.