پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۷۸

هر چند دورم از چمن جلوه‌گاه او

میخانه است شوق به یاد نگاه او

دارم دلی به سینه‌ کز افسون نرگست

فیروز نیست سرمه به روز سیاه او

آنجا که از اسیر تو جرأت طلب‌ کنند

جز شرم نیستی‌که شود عذر خواه او

خوبی ز الفت ذقنت ره به در نبرد

یوسف از آن‌گریخت در آغوش چاه او

غافل ز خط مباش‌که صفهای ناز حسن

درهم شکسته است غبار سپاه او

در وادیی که شرم نقاهت گشوده است

بر چشم نقش پا مژه پوشد گیاه او

محتاج عرض نیست شکوه غرور عشق

گردون چو آستین شکند دستگاه او

نقش قدم نگشته مسیر نمی‌شود

آیینه داری سر تسلیم راه او

بر سرکشان چرا نفروشیم ناز عجز

ما را شکسته‌اند به یاد کلاه او

شمعی ‌که محو انجمن انتظار توست

آیینه بر سر مژه بندد نگاه او

بیدل به یاد سرو تو در خون تپید، لیک

موزون نگشت یک الف از مشق آه او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۸۰ای ز عنایت آشکار شخص تو و مثال تو
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۸۱باز چو صبح کرده‌ام تحفهٔ بارگاه تو
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۸۲نمی‌گویم به عشرتگاه مجنون جهد پیمارو
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۸۳به پیری هم نی‌ام غافل ز عشق آن‌کمان ابرو
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۸۴مه نو می‌نماید امشبم از آسمان ابرو
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۸۵بس رشک قامت او سوخت سر تا پای سرو
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۸۶بس که یادِ قامتت بر باد داد اجزای سرو
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۸۷ای بسمل طلب پی خون چکیده رو
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.