پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۷۶

نقاش تاکشد اثر ناتوان او

بندد قلم ز سایهٔ موی میان او

از بحر عشق رخت سلامت‌که می‌برد

کشتی شکستن است دلیل‌ کران او

حزنی در ین بساط تحیر نیافتم

شمعی‌که مغز ناله‌کشد استخوان او

راز تو آتشی‌ست‌که چون پرده در شود

کام هزار سنگ شکافد زبان او

دارد وداع عافیت از عشق دم زدن

یعنی چو عود سوختنست امتحان او

آن موج تیغش از سر دریا گذشته است

کایینه دارد از دل گوهر فشان او

در وادیی که محمل امید بسته‌ایم

نالد شکست بر جرس کاروان او

عمر شرار فرصت گلزار زندگی‌ست

از هم‌گذشته‌گیر بهار و خزان او

تمثال نیست غیر غبار خیال شخص

خلقی‌ست خود فروش متاع دکان او

هر ساز از ترانهٔ خود می‌دهد خبر

وهم است اگر زمن شنوی داستان او

بیدل سراغ عالم عنقا تحیر است

آن نیست بی‌نشان‌که تو یابی نشان او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۷۸هر چند دورم از چمن جلوه‌گاه او
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۷۹منفعلم برکه برم حاجت خویش از برتو
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۸۰ای ز عنایت آشکار شخص تو و مثال تو
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۸۱باز چو صبح کرده‌ام تحفهٔ بارگاه تو
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۸۲نمی‌گویم به عشرتگاه مجنون جهد پیمارو
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۸۳به پیری هم نی‌ام غافل ز عشق آن‌کمان ابرو
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۸۴مه نو می‌نماید امشبم از آسمان ابرو
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۸۵بس رشک قامت او سوخت سر تا پای سرو
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.