پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۷۳

لباس ‌کعبه پوشید از خط مشکین عذار او

نگه را این زمان فرض است طوف لاله‌زار او

بهارم ‌کرد ذوق محرم فتراک او بودن

به خون خویش چندین رنگ می‌نازد شکار او

مرادی نیست غیر از حاصل چشم سفید اینجا

شب حسرت‌پرستان را سحر کرد انتظار او

به این سامان تمکین دارد آهنگ شکار دل

که پنداری حنا بسته‌ست دست بهله‌دار او

به داغی آشنا گشتیم مفت عیش موهومی

درین گلشن ‌گلی چیدیم ما هم از بهار او

ز تکلیف دم تیغش خجالت می‌کشم ورنه

سر سودایی‌ای دارم ‌که بی‌مغزی‌ست بار او

حیا می‌خواهد از ما نازک‌اندامی که از شرمش

دو عالم چشم پوشد تا شود یک جامه‌وار او

وطن گر مایهٔ افسردن است آوارگی خوشتر

ز نومیدی گداز سنگ می‌خواهد شرار او

جهانی برد داغِ حسرتِ رنگِ قبول اینجا

دلی آورده‌ام من هم به امید نثار او

ز آفات زمان بیدل خدایش در امان دارد

بیا گرد سرش گردیم تا گردد حصار او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۷۵من سنگدل چه اثر برم زحضور ذکر دوام او
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۷۶نقاش تاکشد اثر ناتوان او
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۷۷کو عبرت آگهی‌ که به تحقیق راه او
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۷۸هر چند دورم از چمن جلوه‌گاه او
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۷۹منفعلم برکه برم حاجت خویش از برتو
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۸۰ای ز عنایت آشکار شخص تو و مثال تو
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۸۱باز چو صبح کرده‌ام تحفهٔ بارگاه تو
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۸۲نمی‌گویم به عشرتگاه مجنون جهد پیمارو
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.