پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۳۱

در جگر صد رنگ توفان ‌کرده‌ایم

تا سرشکی نذر مژگان کرده‌ایم

حیرت از طاووس ‌ما پر می‌زند

وحشتی را نرگسستان کرده‌ایم

اخگر ما پردهٔ خاکسترست

بیضهٔ قمری نمایان کرده‌ایم

تا نفس بر خود تپید آیینه نیست

چون حباب این جلوه سامان کرده‌ایم

شبنم ما جیب خجلت می‌درد

یک عرق آیینه عریان کرده‌ایم

ناله حسرتخانهٔ دیدار اوست

در نفس آیینه پنهان کرده‌ایم

عشق از محرومی ما داغ شد

بی‌جنون سیر بیابان کرده‌ایم

دست بر هم سودنی داریم و بس

خدمت طبع پشیمان کرده‌ایم

ما و شمع‌ کشته نتوان فرق‌ کرد

اینقدر سر در گریبان کرده‌ایم

ماتم فرصت ز حیرت روشن است

جای مو مژگان پریشان کرده‌ایم

ای توانایی به زور خود مناز

ما ضعیفان آنچه نتوان کرده‌ایم

از هجوم اشک ما بیدل مپرس

یار می‌آید چراغان کرده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۳۳صبح است و ما دماغ تمنا رسانده‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۳۴از زندگی به جز غم فردا نمانده‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۳۵زین صفر کز عدم در هستی گشوده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۳۶یاران نه در چمن نه به‌باغی رسیده‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۳۷پایمالیم و فارغ ازگله‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۳۸به ذوق سجدهٔ باز از عدم گلباز می‌آیم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۳۹عمری‌ست در نظرها اشک عرق نقابیم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۴۰سایه‌وار از نارسایان جهان غربتیم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.