پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۳۰

نشنیده حرف چند که ما گوش‌ کرده‌ایم

تا لب گشوده‌ایم فراموش کرده‌ایم

درد دلیم، شور دو عالم غبار ماست

اما زیارت لب خاموش کرده‌ایم

تسلیم ما قلمرو جولان ناز کیست

سیر نُه آسمان به خم دوش کرده‌ایم

آفات دهر چاره‌گرش یک تغافلست

توفان به بستن مژه خس پوش کرده‌ایم

شوری دگر نداشت خمستان اعتبار

خود را چو درد می سبب جوش‌کرده‌ایم

حیرت سحر دماندهٔ طرز نگاه ماست

صد چاک سینه نذر یک آغوش‌کرده‌ایم

طاووس رنگ ما ز نگاه ‌که می‌کش است

پرواز را به‌ جلوه قدح نوش کرده‌ایم

بر وضع ما خطای جنونی دگر مبند

کم نیست این که پیروی هوش کرده‌ایم

مردم به دستگاه بقا ناز می‌کنند

ما تکیه بر فنای خطا پوش کرده‌ایم

بیدل حدیث بیخبران ناشنیدنی است

بودیم معنیی که فراموش کرده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۳۲نسخهٔ هیچیم‌، وهمی از عدم آورده‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۳۳صبح است و ما دماغ تمنا رسانده‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۳۴از زندگی به جز غم فردا نمانده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۳۵زین صفر کز عدم در هستی گشوده‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۳۶یاران نه در چمن نه به‌باغی رسیده‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۳۷پایمالیم و فارغ ازگله‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۳۸به ذوق سجدهٔ باز از عدم گلباز می‌آیم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳۹عمری‌ست در نظرها اشک عرق نقابیم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.