پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۳۶

یاران نه در چمن نه به‌باغی رسیده‌ایم

بوی‌گلی به سیر دماغی رسیده‌ایم

مفت تأمدم اگر وا رسد کسی

از عالم برون ز سراغی رسیده‌ایم

از سرگذشت عافیت شمع ما مپرس

طی‌گشت شعله‌ها که به داغی رسیده‌ایم

پر دور نیست از نفس آثار سوختن

پروانه‌ها به دور چراغی رسیده‌ایم

بر بیخودان فسانهٔ عیش دگر مخوان

رنگی شکسته‌ایم و به باغی رسیده‌ایم

اقبال پرگشایی بخت سیاه داشت

از سایهٔ هما به‌کلاغی رسیده‌ایم

از ما تلاش لغزش مستان غنیمت است

اشکی به یک دو قطره ایاغی رسیده‌ایم

چون سکته‌ای‌ که‌ گل‌کند از مصرع روان

کم فرصت یقین به فراغی رسیده‌ایم

بیدل درین‌ بهار ثمرهاست گلفشان

ما هم به وهم خویش دماغی رسیده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۳۸به ذوق سجدهٔ باز از عدم گلباز می‌آیم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۳۹عمری‌ست در نظرها اشک عرق نقابیم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۴۰سایه‌وار از نارسایان جهان غربتیم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۴۱هیچ می‌دانی مآل خود چرا نشناختیم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۴۲حسرتی در دل نماند از بسکه ما واسوختیم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۴۳یاد آن فرصت‌ که ما هم عذر لنگی داشتیم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۴۴یاد آن فرصت‌ که عیش رایگانی داشتیم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۴۵جبههٔ فکر ز خجلت عرق افشان ‌کردیم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.