پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۴۰

سایه‌وار از نارسایان جهان غربتیم

شخص طاقت رفته وما نقش پای طاقتیم

عجزبینش جوهر ما را به خاک افکنده است

یک مژه‌ گر چشم برداریم‌ گرد فطرتیم

دامن افشاندن ز اسباب جهان بی‌مدار

آنقدرها نیست اما اندکی بی‌جرأتیم

هیچکس چون شمع داغ بی‌تمیزیها مباد

سر به جیب و پا به دامن درتلاش راحتیم

حرص بر خوان قناعت هم همان خون می‌خورد

میهمانان غناییم و فضولی قسمتیم

زبن وبالی‌ کز وفاق حاضران‌ گل می‌کند

همچو یاد رفتگان آیینه‌دار عبرتیم

رفت ایامی‌ که عزلت آبروی ناز داشت

این زمان از اختلاط این و آن بی‌حرمتیم

همچو مینایی نمی از جبههٔ ما کم نشد

آب می‌گردیم اما انفعال خجلتیم

با همه نومیدی اقبال سیه‌بختان رساست

چون شب عصیان ز مشتاقان صبح رحمتیم

خواه عالم نقش بند و خواه عنقاکن خیال

در دماغ خامهٔ نقاش موی صورتیم

نیم چشمک خانه روشن‌کردنی داریم و هیچ

چون شرر بیدل چراغ دودمان فرصتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۴۲حسرتی در دل نماند از بسکه ما واسوختیم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۴۳یاد آن فرصت‌ که ما هم عذر لنگی داشتیم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۴۴یاد آن فرصت‌ که عیش رایگانی داشتیم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۴۵جبههٔ فکر ز خجلت عرق افشان ‌کردیم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۴۶دیده را باز به دیدار که حیران کردیم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۴۷دوش‌کز دود جگر طرح شببشان‌کردیم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۴۸از چاک گریبان به دلی راه نکردیم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۴۹چشم پوشیدیم و برما و من استغنا زدیم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.