پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲۶

به پیری ‌گشته حاصل از برای من فراغ دل

سحر شد روغن دیگر نمی‌خواهد چراغ دل

قناعت در مزاج همت مردان نمی‌باشد

فلک هم ساغری دارد اگر باشد دماغ دل

خمستان فلک صد نوبت صهبا تهی دارد

ولی از بی‌دماغی تر نشد کام ایاغ دل

همای عزتی پر می‌زند آن سوی اوهامت

کم پرواز عنقا گیر اگر گیری‌ کلاغ دل

نه دنیا جهد می‌خواهد نه عقبا هوش می‌کاهد

دلی در خویش‌ گم‌ گشته‌ست و می‌پرسد سراغ دل

حریفان از شکست رنگ شمع آواز می‌آید

که ما را عاقبت زین بزم باید برد داغ دل

هزار آغوش واکرده است رنگ ناز یکتایی

جز این‌ گل نیست بیدل هر چه می‌روید ز باغ دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۲۸چیست درین فتنه‌زار غیر ستم در بغل
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۲۹ای از خرامت نقش پا خورشید تابان در بغل
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳۰عمریست چون‌ گل می‌روم زین باغ حرمان در بغل
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳۱محو جنون ساکنم شور بیابان در بغل
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۳۲می‌آید از دشت جنون گردم بیابان در بغل
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۳۳تا چشم تو شد ساغر دوران تغافل
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۳۴زین باغ‌ گذشتیم به احسان تغافل
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳۵ای جوش بهارت چمن‌آرای تغافل
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.