پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۳۵

ای جوش بهارت چمن‌آرای تغافل

چون چشم تو سر تا قدمت جای تغافل

عمریست‌ که آوارهٔ امید نگاهیم

ازگوشهٔ چشم تو به صحرای تغافل

از شور دل خسته چه مینا که نچیده‌ست

ابروی تو بر طاق معلای تغافل

ازنقطهٔ‌خالی‌که‌برآن‌گوشهٔ‌ابروست‌

مهری زده‌ای بر لب گویای تغافل

سربازی عشاق به بزم تو تماشاست

هرچند نباشد به میان پای تغافل

کو هوش ادا فهمی نازی که توان خواند

سطر نگه از صفحهٔ سیمای تغافل

هرچند نگاه تو حیات دو جهان است

من‌کشتهٔ تمکینم و رسوای تغافل

فریاد که از لعل تو حرفی نشنیدیم

موجی نزد این گوهر دریای تغافل

دلها به تپش خون شد و ناز تو همان است

مپسند به این حوصله مینای تغافل

از حسن در این بزم امید نگهی نیست

ای آینه خون شو به تماشای تغافل

بیدل نکشیدیم زکس جام مدارا

مردیم به مخموری صهبای تغافل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ای فرش خرامت همه‌جا چون سر ما گل
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۳۸بسکه افتاده‌ست باغ آبرو نایاب گل
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳۹گر کند طاووس حیرتخانهٔ اسباب گل
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۴۰ای بهار جلوه‌ات را شش جهت دربار گل
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۴۱با چنین شوخی نشیند تا به‌کی بیکار گل
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۴۲در چمن‌ گر جلوه‌ات آرد به روی‌ کار گل
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۴۳می‌توان در باغ دید از سینهٔ افگار گل
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۴۴می‌کند درس رمی از رنگ و بو تکرار گل
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.