پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۴۴

می‌کند درس رمی از رنگ و بو تکرار گل

با همه بی‌دست‌وپایی نیست پُر بیکار گل

غنچه‌ها از جوش دلتنگی‌ گریبان می‌درند

ورنه این گلشن ندارد یک تبسم‌وار گل

همچو شبنم بایدت حیران به دامن کرد و بس

این چمن دارد بقدر دیدهٔ بیدار گل

عافیت مفتست اگر در ضبط خود کوشد کسی

چون پریشان شد نگردد جمع دیگر بار گل

بوی دردی می‌تراود از مزاج نوبهار

در غبار رنگ دارد نالهٔ بیمارگل

وحشتی می‌باید اسبابی دگر در کار نیست

هر قدر زبن باغ دامن چیده‌ای بردارگل

طرز روشن مشربان بیگانه از آرایش است

شمع را مشکل‌که‌گردد زینت دستارگل

اینقدر زخم آشیان ناوک بیداد کیست

آرزو چیده‌ست از دل تا لب سوفارگل

الفت اسباب منع شوق وحشت مشربی است

سد راه بو نمی‌گردد به صد دیوار گل

بلبل ما بیخبر بر شعلهٔ آواز سوخت

بیدل اینجا داشت از رنگ آتش هموارگل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۴۶اگر آن نازنین رود به تماشای رنگ‌گل
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۴۷دل آرمیده به خون مکش ز فسون رنگ وهوای‌ گل
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۴۸تا بست ادب نامهٔ من در پر بسمل
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۴۹وفور مال به تأکید خسّت است دلیل
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۵۰بس که چون سایه‌ام از روز ازل تیره رقم
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۵۱به هر زمین که خبر گیری از سواد عدم
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۵۲داغم از کیفت آگاهی و اوهام هم
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۵۳رفت فرصت ز کف اما من حیرت‌زده هم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.