پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵۱

به هر زمین که خبر گیری از سواد عدم

فتاده نامهٔ ما سر به مُهر نقش قدم

ز اهل دل به جز آثار انس هیچ مخواه

رمیده‌گیر رمیدن ز آهوان حرم

به خوان عهد و وفا خلق خاک می‌لیسند

نماند نام نمک بسکه شد غذای قسم

علم به عرصهٔ پستی شکست شهرت جاه

دمید سلسلهٔ موی چینی از پرچم

سخن اگر گهر است انفعال گویایی‌ست

خموش باش که آب گهر نگردد کم

خیال خلد تو زاهد طویله آرایی‌ست

خری رهاکن اگر بایدت شدن آدم

بسا گزند که تریاق در بغل دارد

زبان سنگ تری خشکیش بود مرهم

مزاج خودشکن آزار کس نمی‌خواهد

کم است ریزش خون تیغ را ز ریزش دم

غبار حاجت ما طرف دامنی نگرفت

یقین شد اینکه بلند است آستان‌کرم

خجالت است خرابات فرصت هستی

قدح زنید حریفان همین به جبههٔ نم

به خط جادهٔ پرگار رفته‌ایم همه

چو سبحه پیش و پس اینجا گذشته است ز هم

به یاد وصل‌که لبریز حسرتی بیدل

که از نم مژه‌ات ناله می‌چکد چو قلم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۵۳رفت فرصت ز کف اما من حیرت‌زده هم
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۵۴موج ما را شرم دریای‌ کرم
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۵۵بسکه دارد سوختن چون مجمرم در دل مقام
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۵۶سنگ راهم می‌خورد حرصی که دارد احتشام
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۵۷عمرها شد نقد دل بر چشم حیران است وام
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۵۸گهی حجاب وگه آیینهٔ جمال توام
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۵۹دست و پا گم کردهٔ شوق تماشای توام
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۶۰صورت خود ز تو نشناخته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.