پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵۲

داغم از کیفت آگاهی و اوهام هم

جنس بسیار است و نقد فرصت ناکام کم

آن‌قدر از شهرت هستی خجالت‌مایه‌ام

کز نگین من چو شبنم می‌فروشد نام نم

کور شد چشمش ز سوزن‌کاری دست قضا

پیش از آن ‌کز نرگس شوخت زند بادام دم

از خجالت در لب‌ گل خنده شبنم می‌شود

با تبسم آشنا گر سازد آن ‌گلفام فم

مژده ای لب‌تشنگان دشت بی‌آب جنون

گریه‌ای دارم‌ که خواهد شد در این ایام یم

بس‌که فرصتها پرافشان هوای وحشت است

از وصالم داغ دل می‌جوشد، از پیغام غم

شوق کامل در تسلی‌ها کم از جبریل نیست

دل‌تپیدن ناز وحیی دارد و الهام هم

آنچه ما در حلقهٔ داغ محبت دیده‌ایم

نی سکندر دید در آیینه، نی در جام جم

محو دیدار تو دست از بحر امکان شسته است

در سواد دیدهٔ حیران ندارد نام نم

محمل موج نفس دوش تپیدن می‌کشد

عافیت درکشور ما دارد از آرام رم

زین نشیمن نغمهٔ شوقی به سامان‌ کرده گیر

سایهٔ دیوار دارد زیر و پشت بام بم

اهل دنیا را مطیع خویش‌ کردن‌ کار نیست

پر به آسانی توان دادن به چوب خام خم

وعظ را نتوان به نیرنگ غرض بدنام‌ کرد

این فسون بر هرکه می‌خواهی برون دام دم

بی لب نوشین او بیدل به بزم عیش ما

گشت مینا و قدح را باده در اجسام سم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۵۴موج ما را شرم دریای‌ کرم
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۵۵بسکه دارد سوختن چون مجمرم در دل مقام
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۵۶سنگ راهم می‌خورد حرصی که دارد احتشام
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۵۷عمرها شد نقد دل بر چشم حیران است وام
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۵۸گهی حجاب وگه آیینهٔ جمال توام
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۵۹دست و پا گم کردهٔ شوق تماشای توام
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۶۰صورت خود ز تو نشناخته‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۶۱بیدست و پا به خاک ادب نقش بسته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.