پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۶۱

بیدست و پا به خاک ادب نقش بسته‌ام

در سایهٔ تأمل یادش نشسته‌ام

فریاد ما به‌گو ‌ش ترحم شنیدنی است

پربینوا چو نغمهٔ تارگسسته‌ام

ای کاش سعی بیخودیی داد ما دهد

بالی‌که داشت رنگ به حیرت شکسته‌ام

گوشی که بر فسانهٔ ما وا رسد کجاست

حرمان نصیب نالهٔ دلهای خسته‌ام

جمعیم چون حواس در آغوش یکنفس

گلهای چیدهٔ به همین رشته دسته‌ام

خجلت نیاز دعوی مجهول ماکه‌کرد

نگذشته زین سو آن سوی افلاک جسته‌ام

این است اگر عقوبت اسباب زندگی

از هول مرگ و وسوسهٔ حشر رسته‌ام

بیدل مپرس از ره هموار نیستی

بی چین ‌تر از نفس همه دامن شکسته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۶۳باز بر خود تهمت عیشی چو بلبل بسته‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۶۴با هیچکس حدیث نگفتن نگفته‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۶۵در راه عشق توشهٔ امنی نبرده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۶۶هستی نیاز دیده نمناک کرده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۶۷شمعی از وحشت نگاهی انجمن گم کرده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۶۸نورِ جان در ظلمت‌آبادِ بدن گم کرده‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۶۹زان بهار ناز حیرانم چه سامان کرده‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۷۰دیدهٔ مشتاقی از هر مو به بار آورده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.