پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۶۸

نورِ جان در ظلمت‌آبادِ بدن گم کرده‌ام

آه ازین یوسف‌ که من در پیرهن ‌گم کرده‌ام

وحدت از یادِ دویی اندوه‌ِ کثرت می‌کشد

در وطن، ز اندیشهٔ غربت، وطن گم کرده‌ام

چون نمِ اشکی که از مژگان فروریزد به خاک

خویش را در نقشِ پای خویشتن‌ گم‌ کرده‌ام

از زبانِ دیگران دردِ دلم باید شنید

کز ضعیفی‌ها چو نی راهِ سخن‌ گم‌ کرده‌ام

موجِ دریا در کنارم، از تک‌وپویم مپرس

آنچه من گم کرده‌ام نایافتن گم کرده‌ام

گر عدم حایل نباشد زندگی موهوم نیست

عالمی را در خیالِ آن دهن گم کرده‌ام

تا کجا یا رب نوی دوزد گریبانِ مرا

چون گل، اینجا، یک جهان دلقِ کهن گم کرده‌ام

عمرها شد همچو نالِ خامه، می‌پیچم به خویش

پیکرِ چون رشته‌ای در پیرهن گم کرده‌ام

شوخیِ پروازِ من رنگِ بهارِ نازِ کیست

چون پرِ طاووسِ خود را در چمن‌ گم‌ کرده‌ام

چون نفس آگه نی‌ام از مدّعای جست‌وجو 

این‌قدر دانم‌ که چیزی هست و من‌ گم‌ کرده‌ام

هیچ‌جا بیدل سراغِ رنگ‌های رفته نیست

صد نگه چون شمع در هر انجمن‌ گم‌ کرده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۷۰دیدهٔ مشتاقی از هر مو به بار آورده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۷۱به صد غبار درین دشت مبتلا شده‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۷۲پاکم از رنگ هوس تا به سجود آمده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۷۳ازکتاب آرزو بابی دگر نگشوده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۷۴بسکه بی روی تو لبریز ندامت بوده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۷۵بی ‌تو در هر جا جنون جوش ندامت بوده‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۷۶برق حسنی در نظر دارم به خود پیچیده‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۷۷چون تپش در دل نفس دزدیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.