پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۷۷

چون تپش در دل نفس دزدیده‌ام

موجم اما در گهر لغزیده‌ام

مستی‌ام از مشرب میناگری‌ست

هر قدر بالیده‌ام کاهیده‌ام

رفتن رنگم به آن کو می‌برد

از که راه خانه‌ات پرسیده‌ام

حیرتم آیینهٔ تحقیق نیست

اینقدر دانم که چیزی دیده‌ام

فطرت شمع از گدازم روشن است

سوختن را آبرو فهمیده‌ام

عالم رنگست سر تا پای من

در خیالت گرد خود گردیده‌ام

چون سحر از وحشتم غافل مباش

تا گریبان دامن از خود چیده‌ام

کسوت هستی چه دارد جز نفس

از همین تار اینقدر بالیده‌ام

رنگ تا باقیست آزادی‌کجاست

بهر خود چون‌گل نفس دزدیده‌ام

عمرها شد از خم دیوار عجز

سایه پیدا کرده‌ام خوابیده‌ام

شرم هستی از خود آگاهم نخواست

تا شدم عریان مژه پوشیده‌ام

بیدل افسون کری هم عالمی است

گوشم اما حرف کس نشنیده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۷۹عافیتها در مزاج پرفشان دزدیده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۸۰سینه چاک یک جهان گرد هوس بالیده‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۸۱سر اگر بر آسمان یا بر زمین مالیده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۸۲بسکه نیرنگت قدح چیده‌ست در اندیشه‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸۳بیخودی ننهفت اسرار دل غم پیشه‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۸۴از جراحت‌زار دل چیده‌ست دامان ناله‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۸۵در جنون گر نگسلد پیمان فرمان ناله‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۸۶دوش چون نی سطر دردی می‌چکید از خامه‌ام
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.