پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۷۴

بسکه بی روی تو لبریز ندامت بوده‌ام

همچو دریا عضو عضو خویش بر هم سوده‌ام

از کف خاکستر من شعله جولانی مخواه

اخگری در دامن افسردگی آسوده‌ام

در خیالت حسرتی دارم به روی‌کار و بس

همچو دل یک صفحهٔ رنگ امید اندوده‌ام

سودها دارد زیان من‌ که چون مینای می

هر چه از خود کاستم بر بیخودی افزوده‌ام

هیچکس حیرت نصیب لذت کلفت مباد

دوش هر کس زیر باری رفت من فرسوده‌ام

بسته‌ام چشم از خود و سیر دو عالم می‌کنم

این چه پرواز است یارب در پر نگشوده‌ام

نی به دنیا نسبتی دارم نه با عقبا رهی

ناامیدی در بغل چون کوشش بیهوده‌ام

گرچه قطع وادی امیدگامی هم نداشت

حسرت آگاهست از راهی که من پیموده‌ام

در عدم هم شغل مشت خاکم از خود رفتن است

تا کجا منزل‌ کند گرد هوا آلوده‌ام

نیست باکم بیدل از درد خمار عافیت

صندلی در پرده دارد دست بر هم سوده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۷۶برق حسنی در نظر دارم به خود پیچیده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۷۷چون تپش در دل نفس دزدیده‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۷۸حرف داغی لاله‌سان زبر زبان دزدیده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۷۹عافیتها در مزاج پرفشان دزدیده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸۰سینه چاک یک جهان گرد هوس بالیده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۸۱سر اگر بر آسمان یا بر زمین مالیده‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۸۲بسکه نیرنگت قدح چیده‌ست در اندیشه‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۸۳بیخودی ننهفت اسرار دل غم پیشه‌ام
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.