پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۳۳

تا چشم تو شد ساغر دوران تغافل

خون دو جهان ریخت به دامان تغافل

بر زخم که خواهی نمک افشاند که امروز

گل‌ کرده تبسم ز نمکدان تغافل

آنجا که تماشای تو منظور نظرهاست

چندین مژه چاکست گریبان تغافل

برگیست لبت از چمنستان تبسم

موجیست نگاه تو ز عمان تغافل

گیسوی تو مدّ الف آیت خوبی

ابروی تو بسم‌الله دیوان تغافل

امید به راه تو زمینگیر خیالیست

شاید نگهی واکشد از شان تغافل

چشم تو به این مستی و پیمان شکنیها

نشکست چرا ساغر پیمان تغافل

فردا که به قاتل‌ گرود خون شهیدان

دست من خون ‌گشته و دامان تغافل

صد صبح نمک بر جگر خستهٔ ما بست

آن غنچهٔ نشکفته نمکدان تغافل

در عشق تو دیگر به چه امید توان زیست

ای آینهٔ لطف تو برهان تغافل

عمریست‌ که دل تشنه لب دور نگاهیست

یارب که بگردد سر مژگان تغافل

بیدل شرری‌ گشت و به دامان نگه ریخت

گردی‌ که نکردیم به میدان تغافل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۳۵ای جوش بهارت چمن‌آرای تغافل
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۳۶خواندم خط هر نسخه به ایمای تغافل
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ای فرش خرامت همه‌جا چون سر ما گل
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳۸بسکه افتاده‌ست باغ آبرو نایاب گل
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۳۹گر کند طاووس حیرتخانهٔ اسباب گل
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۴۰ای بهار جلوه‌ات را شش جهت دربار گل
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۴۱با چنین شوخی نشیند تا به‌کی بیکار گل
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۴۲در چمن‌ گر جلوه‌ات آرد به روی‌ کار گل
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.