پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۳۲

می‌آید از دشت جنون گردم بیابان در بغل

توفان وحشت در قدم فوج غزالان در بغل

سودایی داغ تو را از شام نومیدی چه غم

پروانهٔ بزم وفا دارد چراغان در بغل

از وحشت این تنگنا هرکس به رنگی می‌رود

دریا و بی‌تابی به‌ کف صحرا و دامان در بغل

از چشم خویش ایمن نی‌ام ‌کاین قطرهٔ دریانسب

دارد به وضع شبنمی صد رنگ توفان در بغل

رسوای آفاقم چو صبح از شوخی داغ جنون

چون آفتاب آیینه‌ای پوشید نتوان در بغل

گرید به حال آگهی ‌کز غفلت نامحرمی

چون چشم اعمی‌ کرده‌ام آیینه پنهان در بغل

خاک من بنیاد سر در حسرت چاک جگر

وقت‌است چون‌ گرد سحر خیزد گریبان در بغل

کام دل حسرت‌ گدا حاصل نشد از ما سوی

عمریست می‌خواهد تو را این خانه ویران در بغل

ای‌ کارگاه وهم و ظن نشکافتی رمز سخن

اینجا ندارد پیرهن جز شخص عریان در بغل

دکان غفلت وا مکن با زندگی سودا مکن

خود را عبث رسوا مکن زین سود نقصان در بغل

بیدل ندارد بزم ما از دستگاه عافیت

چشمی‌ که‌ گیرد یک دمش چون شمع مژگان در بغل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۳۴زین باغ‌ گذشتیم به احسان تغافل
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۳۵ای جوش بهارت چمن‌آرای تغافل
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳۶خواندم خط هر نسخه به ایمای تغافل
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ای فرش خرامت همه‌جا چون سر ما گل
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۳۸بسکه افتاده‌ست باغ آبرو نایاب گل
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۳۹گر کند طاووس حیرتخانهٔ اسباب گل
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۴۰ای بهار جلوه‌ات را شش جهت دربار گل
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۴۱با چنین شوخی نشیند تا به‌کی بیکار گل
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.