پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۶۹

نازد به عشق غازهٔ حسن جنون دماغ

پروانه است جوهر آیینهٔ چراغ

ما را ز لعل یار پیامی نشد نصیب

تا کی رسد به بوس وکله، کج‌ کند ایاغ

مجبور هستی‌ایم ز جرأت‌ گزیر نیست

از پر زدن به نشئه نگیرد کسی ‌کلاغ

چون نالهٔ سپند به هر جاگذشته‌ایم

نقش قدم ز گرمی رفتار گشته داغ

در عشق کوش‌ کز غم اسباب وارهی

درد دلی مگر دهد از درد سر فراغ

از سرکشان جاه توقع مدار چشم

افشانده‌ گیر دست ثمر زین چنار باغ

با دوستان ‌گرت نبود مقصد انفعال

الفت بس است شرم کن از بستن جناغ

عنقا به وهم مصدر آثار زندگی‌ست

ای‌کاش نیستی دهد از هستی‌ام سراغ

دل تیره شد ز مشق خیالات خوب و زشت

آیینه را هجوم صور کرد بی‌دماغ

بید‌ل نوید قاصد بد لهجه ماتم است

مکتوب نوبهار نبندی به بال زاغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۷۱یارب از سرمنزل مقصد چه سان یابم سراغ
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۷۲نه صورت بویی و نه رنگی‌ست درین باغ
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۷۳عالم همه داغست و ندارد اثر داغ
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷۴کو شعلهٔ دردی‌که به ذوق اثر داغ
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۷۵شمع من‌ گرم حیا کرد مگر سوی چراغ
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷۶نیست پروانهٔ من قابل پهلوی چراغ
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ما شهیدان را وضویی داده‌اند از آب تیغ
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۷۸فقر ما را مشمارید کم از عالم تیغ
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.