پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۷۰

نشئهٔ عجزم چو شبنم داد بر طیب دماغ

از گداز عجز طاقت یافتم می در ایاغ

بیخودی گل می‌کند از پردهٔ آزادیم

می‌شود برق نظر بال و پر رنگ چراغ

چون نگین تا حرف نامت در خیالم نقش بست

دست بر هر دل ‌که سودم برق شوقش ‌کرد داغ

مستی چشم تو هر جا بردرد طرف نقاب

از شکست رنگ می چون‌گل ز هم ریزد ایاغ

عافیت نظاره را در آشیان حیرتست

داغ‌گشتن شعله را از پرزدن بخشد فراغ

گر به این بی‌پردگی می‌بالد آثار جنون

دود می‌گردد صدا در حلقهٔ زنجیر باغ

از حسد دل آشیان طعن غفلت می‌شود

زنگ بر آیینهٔ ناصاف می‌گیرد کلاغ

از تو هر مژگان زدن‌ گم می‌شود همچون تویی

گر نداری باور از آیینه روشن‌ کن سرا‌غ

عمرها شد شسته‌ام چون ابر دست از خرمی

بیدل از من گریه می‌خواهد چه صحرا و چه باغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۷۲نه صورت بویی و نه رنگی‌ست درین باغ
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۷۳عالم همه داغست و ندارد اثر داغ
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۷۴کو شعلهٔ دردی‌که به ذوق اثر داغ
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷۵شمع من‌ گرم حیا کرد مگر سوی چراغ
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۷۶نیست پروانهٔ من قابل پهلوی چراغ
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ما شهیدان را وضویی داده‌اند از آب تیغ
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷۸فقر ما را مشمارید کم از عالم تیغ
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۷۹ساز تبختر است اگر مایهٔ شرف
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.