پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۷۵

شمع من‌ گرم حیا کرد مگر سوی چراغ

می‌توان‌ کرد شنا در عرق روی چراغ

دل اگر جوش طراوت نزند، سوختنی

شعله‌ کافی‌ست همان سرو لب جوی چراغ

سوختیم از هوس اما مژه واری نکشید

بال پروانهٔ ما شانه به‌گیسوی چراغ

نتوان بود ز نیرنگ عتابش غافل

بزم‌گرم است به افروختن روی چراغ

بالش عافیتی نیست درین شعله‌ بساط

نفس سوخته دارد سر زانوی چراغ

پیری و عشرت ایام جوانی غلط است

صبحدم رنگ نبنددگل شب‌بوی چراغ

قرب این شعله مزاجان به‌خود آتش زده است

نیست پروانهٔ ما بیخبر از خوی چراغ

عجز ما رنگ اشارتکدهٔ ناز تو ریخت

بال پروانه شد آخر خم ابروی چراغ

آب‌گردید دل و ناله همان عجز تو است

رشته فربه نشد از خوردن پهلوی چراغ

هرکجاگردکند شمع خیالم بیدل

شعله از شرم نشیند پس زانوی چراغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ما شهیدان را وضویی داده‌اند از آب تیغ
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۷۸فقر ما را مشمارید کم از عالم تیغ
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۷۹ساز تبختر است اگر مایهٔ شرف
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۸۰تحقیق را به ما و من افتاده اختلاف
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۸۱رستن چه ممکنست ز قید جهان لاف
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۸۲جای آن است‌که بالد گهر شان صدف
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۸۳نسبت لعل‌ که داد این همه سامان صدف
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۸۴بحث و جدل به افت جان می‌کند طرف
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.