پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۸۰

تحقیق را به ما و من افتاده اختلاف

در هیچ حال با نفس آیینه نیست صاف

هم‌صحبتان به بازی شطرنج سرخوشند

تا نگذرد مزاج نفاق از سر مصاف

یاران اگر لبی به تامل رسانده‌اند

خمیازه خورده است گره درکمین لاف

لطف معانی از لب هذیان نوا مخواه

چون پاس آبرو ز دم تیغ بی غلاف

پیوندها به روی گسستن گشوده‌اند

گو وهم‌، تار و پود خیالات ننگ باف

چون مو سپید شد سر دعوا به خاک دزد

این برف پنبه‌ای‌ست اشارتگر لحاف

دیدی هزار رنگ و نشد رمزی آشکار

ای صاحب دماغ نه‌ای شخص موشکاف

آخر همه به نشئهٔ تحقیق می‌رسیم

پیداست تا دماغ پس و پیش و دردو صاف

بی‌یار زیستن ز تو بیدل قیامت است

جرمی نکرده‌ای که توان کردنت معاف

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۸۲جای آن است‌که بالد گهر شان صدف
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۸۳نسبت لعل‌ که داد این همه سامان صدف
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۸۴بحث و جدل به افت جان می‌کند طرف
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۸۵تا نمی‌گردد تب و تاب نفس ها برطرف
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۸۶عقل را مپسند با عشق جنون‌پرور طرف
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۸۷چه دهد تردد هرزه‌ات ز حضور سیر و سفر به‌کف
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۸۸ای ز عکس نرگست آیینه جام مل به‌ کف
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۸۹گاه به رنگ مایلی‌ گاه به بوی بی ‌نسق
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.