پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۸۳

نسبت لعل‌ که داد این همه سامان صدف

شور در بحر فکنده است نمکدان صدف

عرق شرم همان مهر لب اظهار است

بخیه دارد ز گهر چاک گریبان صدف

ترک مطلب‌ کن و از کلفت این بحر برآ

نیست جز بستن لب‌، چیدن دامان صدف

به قناعتکده‌ام ره نبرد صحبت غیر

ضبط آغوش خود است الفت احسان صدف

نتوان مایهٔ اسباب طرب فهمیدن

اشک چندی گرهٔ دیده حیران صدف

بگذر از حاصل این بحر که بی‌عبرت نیست

بعد تحصیل‌ گهر وضع پشیمان صدف

در شکست جسد آرایش تعمیر دلست

نیست بی‌سود گهر تاجر نقصان صدف

اینقدر حاصل آرام درین بحر کراست

ای‌ گهر آب شو از خجلت سامان صدف

کام تقلید ز نعمت نبرد بهرهٔ ذوق

غیر ریزش نبود درخور دندان صدف

اشک شوخ است به ضبط مژه‌ گیرم بیدل

طفل چندی بنشانم به دبستان صدف

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۸۵تا نمی‌گردد تب و تاب نفس ها برطرف
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۸۶عقل را مپسند با عشق جنون‌پرور طرف
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۸۷چه دهد تردد هرزه‌ات ز حضور سیر و سفر به‌کف
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۸۸ای ز عکس نرگست آیینه جام مل به‌ کف
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۸۹گاه به رنگ مایلی‌ گاه به بوی بی ‌نسق
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۹۰رخ شرمگین توهیچگه به خیال ما نکند عرق
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۹۱غیر از حیا چه پیش توان برد در عرق
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۹۲ما سجدهٔ حضوریم محو جناب مطلق
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.