پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۶۸

کنون که می‌گذرد عیش چون نسیم ز باغ

چو گل خوش آنکه زنی دست در رکاب ایاغ

ز شبنم ‌گلم این نکته نقد آگاهیست

که گرد آبله پایی شکسته‌اند به باغ

ز چشمک گل باغ جنون مشو غافل

تنیده است نگاهی به خط ساغر داغ

گذشته است ز هستی غبار وحشت ما

ز رنگ رفته همان در عدم کنند سراغ

درین بساط که حیرت دلیل بینایی‌ست

به غیر سوختن خود چه دید چشم چراغ

چه انجمن چه گلستان فضای دلتنگی‌ست

مگر ز مزبله جوید کسی مقام فراغ

ز درس عشق به حرف هوس قناعت کن

خمار نغمهٔ بلبل شکن به بانگ کلاغ

تلاش منصب پروانه‌مشربی مفت است

بگرد گرد سر هر دلی که دارد داغ

خمار مجلسیان عرض ساغر است اینجا

ز بیدماغی مستان رسانده گیر دماغ

دو روز در دل خون‌گشته جوش زن بیدل

نه باغ در خور جولان آرزوست نه راغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۷۰نشئهٔ عجزم چو شبنم داد بر طیب دماغ
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۷۱یارب از سرمنزل مقصد چه سان یابم سراغ
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۷۲نه صورت بویی و نه رنگی‌ست درین باغ
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷۳عالم همه داغست و ندارد اثر داغ
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۷۴کو شعلهٔ دردی‌که به ذوق اثر داغ
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷۵شمع من‌ گرم حیا کرد مگر سوی چراغ
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷۶نیست پروانهٔ من قابل پهلوی چراغ
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ما شهیدان را وضویی داده‌اند از آب تیغ
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.