پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۳۳

به دل ز مقصد موهوم خار خار مریز

در امید مزن خون انتظار مریز

مبند دل به هوای جهان بیحاصاا

ز جهل‌، تخم تعلق به شوره‌زار مریز

به یک دو اشک‌، غم ماتم‌که خواهی داشت

گل چراغ فضولی به هر مزار مریز

حدیث عشق سزاوار گوش زاهد نیست

زلال آب‌گهر در دهان مار مریز

به عرض بیخردان جوهرکلام مبر

به سنگ و خشت دم تیغ آبدار مریز

به تردماغی کروفر از حیا مگذر

ز اوج ناز به پستی چو آبشار مریز

ز آفتاب قیامت اگر خبر داری

به فرق بیکلهان سایه‌کن‌، غبار مریز

خجالت است شکفتن به عالم اوهام

در آن چمن‌که نه‌ای رنگ این بهار مریز

خراب گردش آن چشم نشئه‌پرور باش

به ساغر دگر آب رخ خمار مریز

اگرچه جرأت اهل نیاز بی‌ادبی است

زشرم آب شو و جز به پای یار مریز

به هرچه نازکنی انفعال همت توست

غبار ناشده در چشم انتظار مریز

به هر بنا که رسد دست طاقتت بیدل

به غیر ریختن رنگ اختیار مریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۳۵کاروان ما نداردگردی از صوت جرس
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۳۶نیست بی‌شور حوادث آمد و رفت نفس
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۳۷از لب خامش زبان واماندهٔ کام است و بس
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۳۸ذوق شهرتها دلیل فطرت خام است و بس
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۳۹چشم ‌وا کن شش جهت یار است و بس
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۴۰زندگی محروم تکرارست و بس
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۴۱خودسر ز عافیت به تکلف برید و بس
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۴۲غم نه‌تنها بر دلم نالید و بس
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.