پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۳۹

چشم ‌وا کن شش جهت یار است و بس

هر چه خواهی‌ دید، دیدار است‌ و بس

سبحه بر زنار وهمی بسته‌اند

این گره‌ گر واشود تار است و بس

گر بلند و پست نفروشد تمیز

از زمین تا چرخ هموار است و بس

هر نفس صد رنگ بر دل می‌خلد

زندگانی نیش آزار است و بس

چند باید روز بازار هوس

چینی‌ات را مو شب تار است و بس

باغ امکان نیست آگاهی ثمر

جهل تا دانش جنون‌ کار است و بس

مبحث سود و زیان در خانه نیست

شور این سودا به بازار است و بس

کاری از تدبیر نتوان پیش برد

هر که در کار است‌، بیکار است و بس

دود نتوان بست بر دوش شرار

چون ‌ز خود رستی ‌نفس‌ بار است‌ و بس

جهل ما بیدل به آگاهی نساخت

نور بر ظلمت شب تار است و بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۴۱خودسر ز عافیت به تکلف برید و بس
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۴۲غم نه‌تنها بر دلم نالید و بس
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۴۳بی‌پردگی ‌کسوت هستی ز حیا پرس
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۴۴پر تیره‌روزم از من بی ‌پا و سر مپرس
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۴۵دل قیامت می کند از طبع ناشادم مپرس
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۴۶غفلت آهنگم ز ساز حیرت ایجادم مپرس
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۴۷جز ستم بر دل ناکام نکرده‌ست نفس
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۴۸در این بساط هوس پیش از اعتبار نفس
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.