پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۳۶

نیست بی‌شور حوادث آمد و رفت نفس

کاروان موج دارد از شکست خود جرس

باغ امکان را شکست رنگ می‌باشد کمال

ای ثمر گر فرصتی داری به کام خویش رس

تا توانی پاس آب روی سایل داشتن

خودفروشی های احسان به‌ که ننمایی به کس

ای عدم آوازه قید زندگی هم عالمی‌ست

بیضه ‌گر بشکست‌، چون ‌طاووس رنگین ‌کن ‌قفس

مشت خونی هرزه‌گرد کوچهٔ زخم دلیم

حسرت است‌اینجا به جز عبرت چه‌می گردد عسس

دستگاه سفله‌خویان مایهٔ شور و شر است

خالی از عرض طنینی نیست پرواز مگس

چون به آگاهی رسیدی‌ گفت و گوها محو کن

نیست منزل جز بیابان مرگی شور جرس

بی‌غباری نیست هرجا مشت خاکی دیده‌ایم

شد یقین ‌کز بعد مردن هم نمی‌میرد هوس

چون‌ حبابم ‌بیدل از وضع‌ خموشی ‌چاره نیست

صاحب آیینه را لازم بود پاس نفس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۳۸ذوق شهرتها دلیل فطرت خام است و بس
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۳۹چشم ‌وا کن شش جهت یار است و بس
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۴۰زندگی محروم تکرارست و بس
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۴۱خودسر ز عافیت به تکلف برید و بس
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۴۲غم نه‌تنها بر دلم نالید و بس
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۴۳بی‌پردگی ‌کسوت هستی ز حیا پرس
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۴۴پر تیره‌روزم از من بی ‌پا و سر مپرس
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۴۵دل قیامت می کند از طبع ناشادم مپرس
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.