پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۱۴

جامی مگر از بزم حیا در زده‌ای باز

کاتش به دل شیشه و ساغر زده‌ای باز

آن زلف پریشان زده‌ای شانه ندانم

بر دفتر دلها ز چه مسطر زده‌ا‌ی باز

برگوشهٔ دستار تو آن لالهٔ سیراب

لخت جگر کیست‌ که بر سر زده‌ای باز

ای ساغر تبخاله از این تشنه سلامی

خوش خیمه بر آن چشمهٔ ‌کوثر زده‌ای باز

مخموری و مستی همه فرش است به راهت

چون چشم خود امروز چه ساغر زده‌ای باز

ابر چه بهار است‌که بر بسمل نازت

تیغ مژه با برق برابر زده‌ای باز

هشدار که پرواز غرورت نرباید

دل بیضهٔ وهم است و ته پر زده‌ای باز

برهستی موهوم مچین خجلت تحقیق

بر کشتی درویش چه لنگر زده‌ای باز

از خاک دمیدن به قبا صرفه ندارد

ای گل زگریبان که سر برزده‌ای باز

بیدل ز فروغ‌ گهر نظم جهانتاب

دامن به چراغ مه و اختر زده‌ای باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱۶سودای تک و تاز هوسها ز سر انداز
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۱۷کی رود از خاطر آشفته‌ام سودای ناز
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۱۸نرگسش وامی‌کند طومار استغنای ناز
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۱۹بس که از شادابی خطت شد این گلزار سبز
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۲۰هر کجا آیینهٔ ما گردد از زنگار سبز
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۲۱پوچ است سر به سر فلک بی‌مدار مغز
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۲۲عمری خیال پخت سر گیر و دار مغز
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۲۳خودسری‌گرد دل تنگ نگردد هرگز
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.