پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۱۳

از جیب هزار آینه سر بر زده‌ای باز

ای‌گل ز چه رنگ این همه ساغر زده‌ای باز

تمثال چه خون می‌چکد از آینه امروز

نیش مژه‌ای بر رگ جوهر زده‌ای باز

در خلوت شرمت اثر ضبط تبسم

قفلی‌ست که بر حقهٔ گوهر زده‌ای باز

افروخته‌ای چهره ز تاب عرق شرم

در کلبهٔ ما آتش دیگر زده‌ای باز

مجروح وفا بی‌اثر زخم‌، شهید است

کم بود تغافل‌که تو خنجر زده‌ای باز

ای خط‌، ادبی‌کن‌، مشکن خاطر رنگش

زین شوخ‌ زبانی به چه رو سر زده‌ای باز

با تیره‌دلی‌ کس نشود محرم چشمش

ای سرمه چرا حلقه بر این در زده‌ای باز

احرام گلستان تماشای که داری

ای دیده به حیرت مژه‌ای بر زده‌ای باز

خون‌ کرد دلت سعی فسردن‌، چه جنون است

خاکی و به آرایش بستر زده‌ای باز

بیدل چه خیال است در این راه نلغزی

اشکی و قدم بر مژهٔ تر زده‌ای باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱۵چو شمع غره مشو چشم بر حیا انداز
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۱۶سودای تک و تاز هوسها ز سر انداز
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۱۷کی رود از خاطر آشفته‌ام سودای ناز
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۱۸نرگسش وامی‌کند طومار استغنای ناز
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۱۹بس که از شادابی خطت شد این گلزار سبز
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۲۰هر کجا آیینهٔ ما گردد از زنگار سبز
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۲۱پوچ است سر به سر فلک بی‌مدار مغز
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۲۲عمری خیال پخت سر گیر و دار مغز
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.