پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۱۲

جراءت پیریم این بس‌ که به چندین تک وتاز

قدم عجز رساندم به سر عمر دراز

کاش بیفکر سحر قطع شود فرصت شمع

وهم انجام‌گدازی‌ست به طبع آغاز

فرصت ‌از کف‌ ندهی تا نشوی‌ داغ فسوس

قاصد ملک عدم نامه نمی‌آرد باز

رحمت از شوخی ابرام تقاضاست بری

آن در باز که بر روی ‌کسی نیست فراز

نفس‌کافر نشد آگاه ز اقبال سجود

کلهٔ ناز خمی داشت به محراب نماز

بر که نالیم ز محرومی و بیباکی طبع

همه بودیم ز توفیق ادب محرم راز

شور اغراض جهان برد خموشی ز عدم

سرمه در کوه نماند از تک و تاز آواز

حسن و عشق انجمن رونق اسرار همند

بی‌نیاز است‌، نیاز آور و بر خویش بناز

پیش از ایجاد ز تشویش تعین رستیم

در دل بیضه شکستیم دماغ پرواز

نشئهٔ فیض رباضت نتوان سهل شمرد

ای بسا سنگ که مینا شد از اقبال‌ گداز

فکر جمعیت دل کوتهی همّت بود

عقده تا باز نشد رشته نگردید دراز

نشدم محرم انجام رعونت بیدل

شمع هرچند به من‌گفت‌:‌که ‌گردن مفراز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱۴جامی مگر از بزم حیا در زده‌ای باز
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۱۵چو شمع غره مشو چشم بر حیا انداز
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۱۶سودای تک و تاز هوسها ز سر انداز
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۱۷کی رود از خاطر آشفته‌ام سودای ناز
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۱۸نرگسش وامی‌کند طومار استغنای ناز
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۱۹بس که از شادابی خطت شد این گلزار سبز
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۲۰هر کجا آیینهٔ ما گردد از زنگار سبز
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۲۱پوچ است سر به سر فلک بی‌مدار مغز
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.