پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۲۳

خودسری‌گرد دل تنگ نگردد هرگز

غنچه تا وانشود رنگ نگردد هرگز

سرمهٔ چشم ادب‌پرور جمعیت ماست

ساز ما خفت آهنگ نگردد هرگز

بی‌سخن عذر ضعیفی همه جا مقبول است

سعی رنج قدم لنگ نگردد هرگز

سایه خفت‌کش اندیشهٔ پامالی نیست

خاکساری سبب ننگ نگردد هرگز

ترک هستی کن اگر صافی دل می‌خواهی

از نفس‌، آینه بیرنگ نگردد هرگز

دور وهمی‌ست‌که بر جام سپهر افتاده‌ست

بی‌تکلف سر بی‌ننگ نگردد هرگز

هرکه دارد تپشی در جگر از شعلهٔ عشق

گر همه سنگ شود دنگ نگردد هرگز

پستی طبع‌که چون آبلهٔ پا ازلی‌ست

گر تناسخ زند اورنگ نگردد هرگز

فکر روزی‌ست‌که پرمی‌کشد از مغز وقار

آسیا تا نشود سنگ نگردد هرگز

کلفت هر دو جهان درگره حسرت ماست

دل اگر جمع شود تنگ نگردد هرگز

بیدل از طورکلامت همه حیرت‌زده‌ایم

در بهاری‌که تویی رنگ نگردد هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۲۵خون شد دل و ز اشک اثر می‌کشد هنوز
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۲۶رنگ طاقت سوخت اما وحشت آغازم هنوز
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۲۷بی‌پرده است و نیست عیان راز من هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۲۸خارخارت ‌کشت و پیش حرص بیکاری هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۲۹دارم دلی از داغ تمنای تو لبریز
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۳۰غبار ره شو و سرکوب صد حشم برخیز
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۳۱دل مصفاکن شرر در خرمن اسباب ریز
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۳۲ای بیخودی بر آینهٔ وهم رنگ ریز
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.