پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰۸

به عجز کوش و تک و تاز دیگر آسان‌ گیر

به رنگ آبله چندی زمین به دندان گیر

به سربلندی اقبال اعتبار مناز

چو شمع تا ته پا عالم گریبان گیر

به دست طاقت اگر اختیار گیرا نیست

عصا ز کف مفکن دست ناتوانان گیر

به عالم‌ کرم آداب جود بسیار است

وضوکن از عرق آنگاه نام احسان‌گیر

شکست دل ز بنای امید خلق نرفت

عمارتی که به این رونق است ویران گیر

برون نقش قدم‌،‌ گردی از تسلی نیست

سراغ مقصد تسلیم خاکساران گیر

به عرض شیشهٔ افلاک و نقش پردهٔ خاک

قدت دمی که خم آورد طاق نسیان گیر

کمینگران طلب بوی یار در نظرند

رفیق منتظران باش و راه کنعان گیر

دلیل مقصد اگر رفت و آمد نفس است

ز فرق تا قدم خود کف پشیمان گیر

به دستگاه دل جمع هیچ صحرا نیست

چو جیب غنچه به یک چین هزار دامان گیر

نگاه وارت اگر ذوق عافیت باشد

وطن میانهٔ دیوارهای مژگان گیر

حضور غیبت یاران یقین نشد بیدل

جز اینقدر که لگد افکنند و دندان گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱۰درس هستی فکر تکراری ندارد خوانده‌ گیر
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۱۱به‌ کنج زانوی تسلیم طرح امن انداز
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۱۲جراءت پیریم این بس‌ که به چندین تک وتاز
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۱۳از جیب هزار آینه سر بر زده‌ای باز
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۱۴جامی مگر از بزم حیا در زده‌ای باز
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۱۵چو شمع غره مشو چشم بر حیا انداز
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۱۶سودای تک و تاز هوسها ز سر انداز
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۱۷کی رود از خاطر آشفته‌ام سودای ناز
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.