پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۶

زان زر و سیم ‌که این مردم باذل بخشند

یک درم مهر دو لب‌کو که به سایل بخشند

جود مطلق به حسابی‌ست‌که از فضل قدیم

کم و بیش همه‌کس از هم غافل بخشند

سر متابید ز تسدم‌که در عرصهٔ عشق

هیکل عافیت از زخم حمایل بخشند

دل مجنون به هواداری لیلی چه کم است

حیف فانوسی این شمع به محمل بخشند

تو و تمکین تغافل‌، من و بی‌صبری درد

نه ترا یاد مروت نه ‌مرا دل بخشند

دلکی دارم و چشمی که ‌کجا باز کنم

کاش این آیینه را تاب مقابل بخشند

لاف هستی زده از مرگ شفاعت‌خواه است

این از آن جنس خطاهاست‌ که مشکل بخشند

گر شوی مرکزپرگار حقیقت چوگهر

در دل بحر همان راحت ساحل بخشند

رهروانیم ز ما راست نیاید آرام

پای خوابیده همان به‌که به منزل بخشند

نیست خون من از آن ننگ ‌که در محشر شرم

جرم ‌آلودگی دامن قاتل بخشند

گرنه منظورکرم بخشش عبرت باشد

چه خیال است که دولت به اراذل بخشند

به هوس داد قناعت دهم و ناز کنم

دل بیدردی اگر با من بیدل بخشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹۸جماعتی‌که نظرباز آن بر و دوشند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۹مبصّران حقیقت‌ که سر به سر هوشند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۰به‌ گفتگوی کسان مردمی که می‌لافند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰۱چه بوربا و چه مخمل حجاب می‌بافند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۰۲قماش رنگ ز بس بی‌حجاب می‌بافند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰۳دلها تامل آینهٔ حسن مطلقند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰۴شور اشکم‌ گر چنین راه تپش سر می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰۵نشد آنکه شعلهٔ وحشتی به دل فسرده فسون‌کند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.