پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۲

قماش رنگ ز بس بی‌حجاب می‌بافند

به روی ‌گل ز دریدن نقاب می‌بافند

مباش منکر اسرار سینه‌ چاکی ما

به‌ کارگاه سحر آفتاب می‌بافند

ز زخم تیغ حوادث توان شدن ایمن

به جوشنی‌ که ز موج شراب می‌بافند

به یک نفس سر بی مغز می‌خورد بر سنگ

جدا ز پشم‌ کلاه حباب می‌بافند

درین چمن ‌که هوا داغ شبنم‌ آراییست

تسلّیی به هزار اضطراب می‌بافند

تو خواه مرگ شمر خواه زندگی اندیش

همین به طبع ‌کتان ماهتاب می‌بافند

کراست تاب رسایی بحث فرصت عمر

گسسته است نفس تا جواب می‌بافند

توان شناخت ز باریک‌ریشی انفاس

که در قلمرو هستی چه باب می‌بافند

کباب شد عدم ما ز تهمت هستی

بر آتشی‌ که نداریم آب می‌بافند

ز گفت‌وگو به غبارم نظر متن بیدل

که بهر چشم ز افسانه خواب می‌بافند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰۴شور اشکم‌ گر چنین راه تپش سر می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰۵نشد آنکه شعلهٔ وحشتی به دل فسرده فسون‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۶باز مخمور است دل تا بیخودی انشا کند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰۷دل پا شکسته حق طلب‌، به رهت چگونه ادا کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۰۸شور لیلی کو که باز آزایش سودا کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰۹کو جنون تا عقدهٔ هوش از سر ما واکند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱۰هر سخن ‌سنجی‌ که خواهد صید معنیها کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱۱از قضا بر خوان ممسک‌ گر کسی نان بشکند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.