پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۸

جماعتی‌که نظرباز آن بر و دوشند

به جنبش مژه عرض هزارآغوشند

ز حسن معنی دیوانگان مشو غافل

که این‌کبودتنان نیل آن بناگوشند

به صد زبان سخن‌ساز خیل مژگانها

به دور چشم تو چون میل سرمه خاموشند

ز عارض و خط خوبان جز این نشد روشن

که شعله‌ها همه با دود دل هماغوشند

مقیدان خیالت چو صبح ازین‌ گلشن

به هر طرف‌که‌گذشتند دم بر دوشند

دربن محیط چوگرداب بیخودان غرور

زگردش سر بی‌مغز خود قدح‌نوشند

ز عبرت دم پیری‌ کراست بهره ‌که خلق

چو جام باده مهتاب پنبه درگوشند

فریب الفت امکان مخورکه مجلسیان

چوشمع تا مژه برهم نهی فراموشند

چه ممکن است حجاب فنا شود هستی

که نقشهای هوا چون سحر نفس‌پوشند

زگل حقیقت حسن بهار پرسیدم

به خنده‌گفت‌که این رنگها برون‌جوشند

کسی به فهم حقیقت نمی‌رسد بیدل

جهانیان همه یک نارسایی هوشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰۰به‌ گفتگوی کسان مردمی که می‌لافند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰۱چه بوربا و چه مخمل حجاب می‌بافند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۲قماش رنگ ز بس بی‌حجاب می‌بافند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰۳دلها تامل آینهٔ حسن مطلقند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۰۴شور اشکم‌ گر چنین راه تپش سر می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰۵نشد آنکه شعلهٔ وحشتی به دل فسرده فسون‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰۶باز مخمور است دل تا بیخودی انشا کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰۷دل پا شکسته حق طلب‌، به رهت چگونه ادا کند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.