پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۰

به‌ گفتگوی کسان مردمی که می‌لافند

چو خط به معنی خود نارسیده حرافند

مباش غره انصاف کاین نفس‌بافان

به پنبه‌کاری مغز خیال ندافند

توانگری‌که دم از فقر می‌زند غلط است

به موی‌کاسهٔ چینی نمد نمی‌بافند

تهیهٔ سپر از احتراز کن کامروز

به قطع هم‌، بد ونیک زمانه سیافند

سخن چه عرض نجابت دهد در آن محفل

که سیم و ‌‌زر نسبان همچو جدول اشرافند

غرض ز صحبت اگر پاس آبرو باشد

حذر کنید که ابنای جاه اجلافند

در بهشت معانی به رویشان مگشا

که این جهنمی چند ننگ اعرافند

به‌علم‌پوچ چوجهل مرکبند بسیط

به فطرت کشفی درسگاه ‌کشافند

ز وضعشان مطلب نیم نقطه همواری

که‌ یک قلم به خم و پیچ سرکشی ‌کافند

تمام بیهوده گویند و نازکی این است

که چشم بر طمع ریشخند انصافند

ازین خران مطلب مردمی‌ که چون‌گرداب

به موج آب منی غرق ‌تا لب نافند

به خاک تیره مزن نقد ابرو بیدل

درین دیارکه کوران چند صرافند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰۲قماش رنگ ز بس بی‌حجاب می‌بافند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰۳دلها تامل آینهٔ حسن مطلقند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۴شور اشکم‌ گر چنین راه تپش سر می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰۵نشد آنکه شعلهٔ وحشتی به دل فسرده فسون‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۰۶باز مخمور است دل تا بیخودی انشا کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰۷دل پا شکسته حق طلب‌، به رهت چگونه ادا کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰۸شور لیلی کو که باز آزایش سودا کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰۹کو جنون تا عقدهٔ هوش از سر ما واکند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.